تبليغاتX
تمناي ظهور
ایمان به غیب یکشنبه 17 تیر1386 19:13

سلامی به گرمی دلهای مشتاق منتظران به دوستان

همانطور که می دانیم ما در زمانی زندگی می کنیم که امام زمان علیه السلام در پرده غیبت به سر می برند، می دانیم که او زنده می باشند و در میان مردم زندگی می کنند، بسیاری او را می بینند ولی او را نمی شناسند،  با این وجود ما مسلمانان به وجودایشان ، ایمان داریم.

اعتقاد ما به امام غایبمان چگونه است؟ آیا از این اعتقاد خبری در قرآن است ؟

در ظاهر آیات به اموری مخفی اشاره شده که مومنان والا مقام بدون اینکه آنها را به چشم ببینند و تشخیص دهند بر اساس دلایل به آنها ایمان می آورند .

با رجوع به تفاسیر و روایات معتبر که در ذیل این آیات آمده است، یکی از  مصادیق این ایمان به غیب، ایمان به امام غایب یعنی حضرت مهدی علیه السلام می باشد . به عنوان نمونه ، در آیات ابتدایی سوره بقره می خوانیم :

الم * ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین* الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلوة و مما رزقناهم ینفقون

الم{ازرموزقرآنی}* این کتاب که هیچ تردیدی در آن نیست روشنگر راه پرهیزگاران است، آنانکه به غیب ایمان آوردند و نماز را بر پای دارند و از آنچه به ایشان روزی داده ایم انفاق می کنند .

در این آیات می بینیم که پرهیزگاران کسانی اند که :

  1. ایمان به غیب دارند.
  2. نماز می خوانند.
  3. انفاق می کنند.

با رجوع به تفسیر عالم بزرگ جسین بن احمد الحسینی شاه عبدالعظیمی که به تفسیر اثنی عشری معروف است، می بینیم که برای «غیب» وجوهی است : مثلا ایمان به آنچه غایب  است مانند خداوند ، ملائکه ، انبیاء، حشر و معاد جسمانی و بهشت و جهنم یا  اینکه مراد از غیب قرآن است زیرا هر حکمی را که فرموده نتیجه اش غایب است و یا مراد از غیب را جماعتی را می دانند که در زمان رسول خدا صلوات الله علیه و آله نبوده اند و ایشان را ندیده اند و در آینده آمده اند ولی از روی دلایل به آن حضرت معتقدند.

اما از موارد مهمی که در این تفسیر می خوانیم ، مراد از غیب را حضرت حجت بن الحسن عسکری امام زمان عج که غایب از انظار است ، معرفی کرده اند.

چنانچه امام صادق علیه السلام فرمود: مراد از پرهیزگاران در این آیه کسانی هستند که ایمان آوردند به قیام قائم علیه السلام که او حق است 1 و نیز از آن حضرت سؤال شد از آیه  شریفه ، فرمود :  متقین شیعه علی علیه السلام و مراد از غیب حجت غائب است و شاهد آن آیه شریفۀ فقل انّما الغیب لله 2  است یعنی پس بگو که غیب در اختیار خداست ، علت اینکه امام صادق علیه السلام ، این آیه دوم را شاهد آورده  اند که غیب همان امام موعود است ، آن است که خداوند در ادامه آن می فرماید:

فانتظرو انی معکم من المنتظرین یعنی ای پیامبر بگو آن غیب در اختیار خداست و منتظرش باشید که من هم همراه شما منتظرم . پس غیب در قرآن به موعود اطلاق شده که پیامبر و مؤمنان باید منتظرش باشند و به آمدنش ایمان باید داشته باشند وآن همان چیز یا کسی است که خداوند کافران را از آن هشدار داده و آنها آن را به مسخره می گیرند و انکار می کنند ! می بینید که به وسیله آیه دوم که امام صادق علیه السلام ذکر کرده اند معنای آیه اول(سوره بقره) و ارتباط آن با امام مهدی علیه السلام چقدر روشن می شود.

اکنون که ما جزء کسانی هستیم که مشمول این آیه می باشند و با تمام وجود منتظر ظهور ایشان هستیم ،بدانیم که تعجیل در آن روز میسر نیست مگر به دعاهای مشتاقانه همۀ ما ، پس او را فراموش نکنیم و صبحگاهان و شامگاهان برای فرج شان دعا کنیم.

خداوندا ! ما را از کسانی قرار ده که عقلشان تنها به چشمشان نیست و به آنچه مستدل است ولی فعلا محسوس نباشد، ایمان می آورند و در آزمون ایمان به غیب پیروزند و مورد ستایش و تقدیس تو اند  : للمتقین* الذین یومنون بالغیب

 

 

شاخه گل صبح ظهور تقدیم تمامی منتظرانش باد. انشاء الله

 


۱و۲ : کمال الدین صدوق باب ۳۳ صفحه ۳۴۰ حدیث ۱۹و۲۰ (به نقل از تفسیر اثنی عشری)

 

نوشته شده توسط کوشا   | لینک ثابت |

قرآن مبیّن دارد یکشنبه 10 تیر1386 21:10

سلام دوستان ؛ اگه یادتون باشه چند مطلب گذشته مطلبی راجع به باطن قرآن آورده بودم یکی از دوستان که ایشون هم شروع به کاردر این زمینه کردندمطلبی برام فرستادند که بسیار جالب است خواستم شما هم اونو بخونین و انشاءالله با نظراتتون ما رو یاری کنید (مطلب قبلی هم از این دوستم بود - انشاء الله مطلب بعدی هم به زودی با عنوان ایمان به غیب براتون میارم البته دیگه از خودمه )  

دوستان سلام

چند روز پیش­ها که رفته بودم توی اینترنت تا ببینم دنیا دست کیه، به مقاله­ی جالب و  علمی برخورد کردم از یه منبع موثّق. نویسنده­ی متن از آدم­حسابی­های جامعه است که با سند و مدرک حرف می زنه، نه از اینا که ازخودشون حرف می­بافن.

بعد از خوندنش، افسوس خوردم که چرا ما خیلی از واقعیّت­های دینمون را نمی­دونیم و هیچ تلاشی برای یادگیریش نمی­کنیم. برای همین دوست داشتم اونچه که یاد گرفتم­رو در اختیار شما هم بذارم:

اوّل که خوندم " قرآن مبیّن دارد " با خودم گفتم یعنی چی؟! خوب خدا حرفش­رو مستقیم بهمون زده دیگه! دیدم در سوره نمل آیه 44 آمده:

*وَ اَنزَلنا اِلَیکَ الذِّکرلِیُبیِّنَّ النّاس ما نُزِّلَ اِلَیهِم وَ لَعَلَّهُم یَتَفَکَّرون*

«وقرآن را بر تو ای پیامبر فرو فرستادیم تا آنچه را که به سوی مردم نازل شده است را تبیین نمایی، باشد که آنها تفکر نمایند.»

پس خدا در این آیه برای پیامبر شأن تبیین قرآن قائل است. یعنی قرآن فراتر از ظاهرش، حاوی مطالبی است که خداوند، بیان کردن آنها را بر عهده­ی پیامبر گذاشته است؛ و پس از پیامبر هم چون امام همه­ی شئون نبی به غـیر ازنبوّت را دارد، این وظیفه به عهده­ی امامان است.

با خود فکر می­کردم آیا آیه­ای در قرآن هست که ما بدون مراجعه به امام و نقل روائی، هیچی از اون نفهمیم؟ یا این که ما، هر آیه­ای­رو که می­خونیم ظاهرش­رو می­فهمیم ولی باطنی هم دارد که ما با طنش­رو نمی­دونیم.

دیدم درجائی از این مقاله چند مثال برای حالت اول زده، یعنی آیاتی هستند که ما نسبت به اونها گیجیم مثلاً:

1-حروف مقطعه:که از اسرار الهی است و با فکر خودمون اصلاً به معنایش پی نمی­بریم و رمزی بودن­رو به اوج رسونده. به هیچ وجه در قواعد ادبی نمی­گنجه و از ضوابط لغت هم پیروی نمی­کنه. این حروف در ابتدای 29 سوره­ی قرآن آمده.

نمی­دونم تا حالا برخورد کردید به یه مطلب بسیار پیچیده که  بفهمینش؟ من خودم چون توی دانشگاه ریاضی خوندم، خیلی مواجه شدم ولی وقتی استاد توضیح می­داد و می­فهمیدم، خیلی برام شیرین وجالب بود. حروف مقطعه­رو هم اگر آدم معنیش­رو بفهمه، می­بینه چه قدر جالبه والبته برای فهم این حروف فقط باید به ائمه رجوع کرد. حالا براتون یه مثال می­زنم:

-آیه اول سوره­ی مریم:« کمهیعص»

روایتی در جلد سوم تفسیر نورالثقلین(که این تفسیر برمبنای سخنان اهل­بیت جمع­آوری شده)آمده که فرموده­اند: کاف،اشاره به کربلا دارد. هاء، اشاره به هلاکت خاندان پیامبر(ص). یاء، اشاره به یزید. عین، اشاره به عطش و صاد، صبر و استقامت امام را بیان می­کند.(در مطالب گذشته سندش آمده)

می­بینین روشن شدن حقیقت چه زیباست؟

2-مسائل فقهی: آیات فقهی که مربوط به احکام ما هستند باید از وضوح کاملی برخوردار باشند ولی در برخورد با این آیات، ما این وضوح را نمی­بینیم. مثلاً در قرآن امر به نماز و زکات و... شده ولی ما چگونگی این اعمال را از ظاهر آیات نمی­فهمیم. مثلاً در آیات زیادی در قرآن آمده: «واَقیموا الصَّلوة وَ اتوالزَّکوة ...» ولی در هیچ جا 17 رکعت بود­ن نمازهای یومیه ذکر نشده در حالی که همه ی منابع مسلمانان اون رو به شکل همین17 رکعت ذکر کرده­اند. یا نحوه­ی پرداخت زکات را ما از«اتوا الزکوة» نمی­فهمیم.

پس باید به فردی که آگاهی کامل بر علوم قرآن دارد رجوع کنیم.

3-آیاتی که مصداق خاصی دارند: مثلاً آیه­ی 55 سوره­ی مائده که به آیه­ی ولایت معروف است، می­فرماید:

*إنَّما وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذیِنَءَامَنوُا الَّذیِنَ یُقیِمُونَ الصَلوةَ وَ یُؤتُونَ الزَکوةَ وَ هُم راکِعُون*

«همانا ولی شما خدا و رسولش و آن مؤمنانی هستند که نماز به پا داشته و در حالی که در رکوعند زکات می­دهند.»

اگر به ظاهر آیه اکتفا کنیم، از کجا بفهمیم چه کسی در حال رکوع زکات داده است؟ ناگزیریم که شأن نزول آیه را در تاریخ ببینیم؛ و بفهمیم که کسی که به عنوان ولی مؤمنین معرفی شده، علی بن ­­ابیطالب علیه السّلام است. نمونه­های دیگر این مورد، آیه­ی اولی­الامر (54 نساء) و آیه­ی تبلیغ (67 ما­ئده) هستند.

4- آیاتی که معنای مورد نظر از ترکیب این الفاظ و کلمات معلوم نیستند و از حقایق عمیقی صحبت می­کنند که الفاظ آن برای ما قابل درک نیستند. چون افعال خداوند حکیمانه است، پس در کتابش که مایه­ی هدایت است، سخنی نمی­گوید که برای هیچ کس قابل استفاده نباشد؛ که در این صورت، کار مسخره ای است. بنابراین افرادی هستند که معنای آنها را می­دانند و برای درک این آیات باید به آنها رجوع کنیم. مثال:

71 احزاب:« اِنّا عَرَضنَا الاَمانَةُ علی السَّماواتِ وَ الاَرضِ.... » . «ما امانت را بر آسمان­ها و زمین عرضه کردیم» خوب در این آیه منظور از امانت چیست؟

17 حاقّه: «... یَحمِلُ عَرشَ رَبِّکَ فَوقَهُم ِیَؤمَئِذٍِ ثَمانِیه». «... عرش پروردگارت را در آن روز 8 تا حمل می­کنند.» خوب منظور از عرش پروردگار و اون 8 تا چه چیزی هست؟

 

*** با توجه به این 4 دسته آیات که بیان شد، اگر خودمان هم فکر کنیم، می­بینیم از لحاظ عقلی هم قرآن نیاز به مبیّن داره، یعنی کسانی باید باشند که این مطالب را برای ما بیان کنند و آیه­ی 44 سوره نمل( قبلاً ذکر شد ) این حکم عقلی رو تأیید میکنه.

راستی یادم رفت از آیه­ی 89 سوره­ی نحل بگم، به نظر من که فوق­العاده است:

*و نَزَّلنا عَلَیکَ الکِتاب تِبیاناً لِّکُلِّ شیءٍ وَ هدًی وَرحمَـةً وَ بُشری لِلمُسلِمین*

«و کتاب را بر تو فرو فرستادیم که روشنگر هر چیز و هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمین است»

" تبیان " به معنی آشکار کردن است و" شیء " هم دارای عام­ترین معنایی است که در عالم حقیقت کاربرد دارد.

 

خلاصه هر چی که من و شما به ذهنمون می­رسه، قرآن درباره­اش توضیح داده، امّا ما بدو ن رجوع به مفسران و مبیننان الاهی متوجه آنها نمی شویم. خوب این خیلی جالبه؛ توی یک کتاب ، یه دنیا حرف ! !

 

بدو بدو نظر بده ما رو خوشحال کن

نوشته شده توسط کوشا   | لینک ثابت |